غار علي‌صدر تنها غار تالابي ايران و از معدود غارهاي آبي جهان است. اين غار در ارتفاعات ساري قيه نزديك روستاي عليصدر (يا علي سرد) شهرستان كبود راهنگ (استان همدان) واقع شده است. ارتفاع غار از سطح دريا ۲۱۰۰ متر است. محوطه غار دالان‌هاي پيچ در پيچ و دهليزهاي متعددي دارد.

     از مجموعه رشته آبها، درياچه بزرگي در درون غار بوجود آمده و از اين رو نفوذ به عمق غار تنها با قايق ميسر است. غار علي‌صدر يكي از ديدني‌هاي جهانگردي استان همدان است.

زمين شناسان قدمت سنگهاي اين غار را به دوره ژوراسيك از دوران دوم زمين شناسي (۱۹۰-۱۳۶ ميليون سال قبل) نسبت مي‌دهند

مردم روستاي علي صدر و روستاهاي اطراف، از قديم الايام به وجود اين غار پي برده بودند و از آب آن بهره برداري مي‌كردند. تا اينكه در۵ مهرماه ۱۳۴۲ شمسي گروهي ۱۴ نفره از اعضاي هيئت كوه نوردي همدان، غار علي صدر را مورد بازديد و كاوش قراردادند و توانستند با وسايل ابتدايي، مانند فانوس و تيوپ لاستيكي، مسافتي از غار را طي كنند. در سال ۱۳۴۶ با پخش خبر كشف اين غار شگفت انگيز و بي انتها درسطح رسانه‌هاي ملي، سيل محققان، كوه نوردان و علاقه مندان به آثار طبيعي به سوي آن سرازير شد.

 

در سال ۱۳۵۲ كوه نوردان همدان دهانه و ورودي غار را به قطر ۵۰ سانتي متر تعريض كردند و از سال ۱۳۵۴ استفاده عمومي از غار عليصدر آغاز شد. از آن روز تاكنون جهت سهولت بازديد و رفاه حال گردشگران كارهاي زيادي درون غار انجام شده كه علاوه بر افزايش طول مسير آبي براي قايقراني، مسيرهايي در خشكي به مسير بازديد افزوذه گشته كه مناظر جديد و بديعي را در جلوي ديدگان مشتاق گردشگران قرار مي‌دهد.

 

دهانه اصلي غار عليصدر در روستاي عليصدركه مربوط به شهرستان كبود راهنگ مي‌باشد قرار دارد۰ هم چنين اين غار در فاصله ۷۵ كيلومتري شمال غربي همدان در كوههاي زاگرس مطابق طول جغرافيايي ۱۵٫۳ درجه و ۳۵٫۱۸ درجه و عرض جغراقيايي ۱۸٫۸ درجه و ۴۸ درجه و ارتفاع ۱۹۸۰ متر از سطح دريا واقع شده‌است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه خشك است و ميزان متوسط بارش سالانه ۳۰۰ ميلي ليتر است. رشته عليصدر قسمتي از واحدهاي شكل گرفته درغرب ايران موسوم به تشكيلات متعلق به دوران ژوراسيك است و با رشته‌هاي متناوب از شيستها و سنگهاي شني در لا به لاي پايه آن و يك رشته از تركيبات آهكي كه مثل خاك رس خاكستري تيره بوده و به صورت لايه‌هاي نازك روي شيستها قرار گرفته و يك لايه سبكتر از كريستالهاي آهكي در بالا قرار گرفته‌است كه محصول تغييراتي است كه ناشي از حرارت و فشار بالا مربوط به فعاليتهاي آتشفشاني در غرب رشته كوه عليصدر است.

منبع : پايگاه جامع ايران گردي و جهان گردي


ماسوله در ۵۵ كيلومتري رشت در استان گيلان قرار دارد. اين شهر در ناحيه‌اي كوهستاني و جنگلي در دامنه‌اي صخره‌اي با وسعت ۱۶ هكتار و ارتفاع ۱۰۵۰ متر از سطح درياي آزاد ساخته شده‌است. ماسوله در ۳۲ كيلومتري جنوب غربي شهرستان فومن قرار دارد و از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به طارم محدود است.

 اين شهر طي شماره ۱۰۹۰ در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.

اين شهرك هم اكنون رويارو با مسائلي مانند ريزش سنگ، سيل، رانش زمين، زمين‌لرزه، تصرف به منظور توسعه عمراني و انساني و تخريب و ... مي‌باشد.

زبان مردم ماسوله تالشي است.

ماسوله داراي محله‌هاي ريحانه بر، خانه بر، مسجدبر، كشه سر و اسد محله است.

قلل مهم ماسوله عبارت‌اند از: شاه‌معلم (شامولوم)، آسمانكوه، لاسه سر، تروشوم و كله قندي. كه قله شاه معلم با ارتفاع ۳۰۵۰ متر بلندترين نقطه استان گيلان مي‌باشد.

نمايي از كوه هاي شاه معلم

منبع:پايگاه گردشگري ايران


درياچه ها :

شورابيل : اين درياچه قبلاً بسيار شور بوده است ولي امروزه با افزوده شدن آب شيرين از شوري آن كاسته شده ، بطوريكه نوعي ماهي در آن پرورش داده مي شود . اين درياچه داراي امكانات تفريحي ، ورزشي و فرهنگي بسياري از جمله قايق راني ، پيست دو و ميداني ، دوچرخه سواري ، باغ وحش ، هتلهاي مجهز و زيبا، مجموعه شهر بازي براي بچه ها ، رستوران در وسط درياچه و ... است . اين درياچه در 48 كيلومتري جنوب شرقي اردبيل بطرف خلخال در يكي از دره هاي كوهستان با غيروو در ارتفاع 2500 متري از سطح دريا با مساحتي بالغ بر 210 هكتار و عمق متوسط پنج متر يكي از زيباترين و ديدني ترين درياچه هاي ايران مي باشد . در حال حاضر نوعي ماهي قزل آلاي رنگين كمان كه از زمره بهترين نوع ماهيان دنيا مي باشد در آن پرورش داده مي شود كه هر ساله تعداد زيادي از مردم جهت ماهيگيري و كوهنوردي و استفاده از مناظر بديع و بي نظير منطقه و هواي خنك و مطبوع آن به درياچه روي مي آورند .

چشمه ويلا دره گازدار (ويلادرق) : اين چشمه در روستاي ويلادرق و در ارتفاع 1800 متري از سطح دريا واقع شده است . دبي آن 18 ليتر در ثانيه و بصورت دائمي و سرريز در جريان است . دماي آن 18 درجه سانتيگراد و مزه اي كمي ترش و ظاهري شفاف و بي بو مي باشد . كاتيون و آنيونهاي موجود در آن بي كربنات و كلسيم است . هدايت الكتريكي آن براي 25 درجه حرارت 600 است . PH آن 2/5 و تركيب آن بيكربنات كلسيم است . از آب اين چشمه براي مداواي سنگ كليه و تقويت اعصاب و درمان عوارض دستگاه گوارش استفاده مي شود .

درياچه نئور : اين درياچه در فاصله 42 كيلومتري جنوب شرقي اردبيل در ارتفاع 2480 متري از سطح دريا قرار دارد. راه اصلي دسترسي درياچه جاده روستائي آسفالته به طول 13 كيلومتر مي باشد كه از كيلومتر 29 جاده بين شهري اردبيل – خلخال در محل قريه بودالالو بطرف شرق منشعب مي شود . اين درياچه با متوسط 257 هكتار مساحت بزرگترين درياچه آب شيرين استان مي باشد . در حال حاضر نوعي ماهي قزل آلاي رنگين كمان كه از زمره بهترين نوع ماهيان دنيا مي باشد . در آن پرورش داده مي شود كه هر ساله تعداد زيادي از مردم جهت ماهيگيري و كوهنوردي و استفاده از مناظر بديع و بي نظير منطقه و هواي خنك و مطبوع آن به درياچه روي مي آورند. گونه هاي جانوري آن شامل: خرس قهوه اي – گرگ – روباه – خوك – مار – مارمولك – قورباغه – اردك – خوتكا – آنقوت – كبك – چكاوك – چنگر – بلدرچين – عقاب طلايي – زاغ و انواع پرندگان گنجشك سان مي باشد .


گنبدي است در جهت شمالي امامزاده جعفر(ع) به ارتفاع شانزده متر كه در نهايت دقت و هنر ساخته شده است و بسيار زيباست. آجرهاي ظريف چنان روي هم كار گذاشته شده كه گويي بين آجرها گچ و باصطلاح ملاطي نيست و چنان گرد و مخروطي بالا رفته است كه گويي قالب ريخته اند.

به نظر مي رسد در حدود 446 هجري قمري (979 سال پيش) شاخته شده است. در كتيبه اي كه دارد الامير الاجل ابوالشجاع خوانده مي شود. معلوم نيست كه نام باني يا لقب اوست. در داخل گنبد قبري ساده است كه با اين گنبد عالي تناسب ندارد. اگر تاريخ بناي گنبد چهل دختر را صحيح تصور كنيم با زمان حكومت سلاجقه و پادشاهي طغرل بيگ از 429 تا 465 هجري قمري مطابقت مي كند كه منتهي به سلطنت آلپ ارسلان مي گردد. آيا طغرل بيگ براي مدفن خود اين گنبد را كه شاهكار ساختماني است بنا كرده است؟ علت تسميه آن به چهل دختر چيست؟ آيا طغرل بيگ پس از به زني گرفتن دختر خليفه و مراجعت از بغداد و درآمدن به ري آنجا وفات يافته است و آيا جسدش را به دامغان آورده و در اينجا دفن كرده اند؟


 رشم نام يكي از روستاهاي زيبا و منحصر بفرد دامغان و شايد ايران است با خصوصياتي كه دركمتر مكاني در ايران مشابه آن يافت مي شود. اين روستا در ديواره ي ورودي به كويرمركزي ايران از طرف دامغان به جندق است. كنار جاده دامغان به جندق درسمت چپ آن روستايي زيبا با دوچشمه آب قرار دارد كه براي مسافران تفتيده از كويرخشك نعمتي بي بديل است.
وقآلبوم تصاوير روستاي كويري رشم دامغانتي از گرما و خشكي كشنده ي كوير از طرف جندق به دامغان به اين روستا مي رسيم گويي وارد بهشت مي شويم . هوايي خنك، آب فراوان و مردماني مهربان. خصوصيات خوب روستاي كويري رشم به اين ها كه ذكر كرديم ختم نمي شود. اوج شكوه و عظمت آن وجود سنگ نگاره هايي است در دامنه كوه هاي مرتفع شمال غربي آن. نقش هايي كه در جاي جاي ايران تكرار شده اند و دراين ديار كويري همچون ديگر نقاط ايران وجود دارند. در دامنه شرقي يكي از مرتفع ترين كوه هاي منطقه بنام كوه دختران يا چهل دختران در نقطه آغازين ظهور آب برسنگ هاي سخت، نقش هاي متعددي از بزكوهي (نماد آب خواهي) در ديار خشك حكاكي شده اند. اگرچه تعداد آنها كم و معدود است ولي ارزش و پيام ملي آنها بسيار فراوان است. ازمهم ترين ارزش هايي است كه ما به دنبال آنها هستيم.



وجود نقش هاي متعدد بزكوهي است كه توسط هنرمندان طي دوره هاي مختلف بر سنگ هاي سخت ايجاد شده اند. پيامي بس بزرگ در خود دارند و آن اينكه ماهم از خالق هستي آب مي خواهيم، چراكه ارزشمندترين عنصر هستي وحيات آب است و كويرنشينان ازهمه اولي تر. نياكان ما اين پيام خودشان را از چهار هزار سال پيش در قالب يك نوع خط پيكتوگرام كه همانا نقش بزكوهي است به زيبايي تمام بيان داشته اند. همان اصل و قاعده ي كلي كه درجاي جاي ايران تكر ار شده است و دقيقاً دراين نقطه ي دور افتاده و كويري نيزتكرار شده است. دراين ديار انسان بيشتر از همه جا ارزش اين خواسته را درك مي كند و همه ي عوامل طبيعي در پيرامون ما اين خواسته ي ارزشمند را فرياد مي زند. آب ، آب و آب.

نقش هاي بزكوهي با تكنيك هنري تحسين برانگيز كه برديواره ي سخت و ناهموار دره حكاكي شده . نماد آب خواهي، زايندگي، باروري و محافظت

كشف اين آثار در دره كوه چهل دختر پيام آور آن است كه شبيه به اين آثار حتماً مي تواند در ديگر نقاط كوه ها و دره هاي اين ديار وجود داشته باشند كه نياز به بررسي بيشتر دارد. دركنار نقش هاي بزكوهي ما با نمونه هاي متعددي از فنجان نماهايي مواجه شديم كه براي نخستين باردرايران به شكل مربع ايجاد شده بودند. اين آثاربر ديواره ي شرقي دره در محل گذر آب ايجاد شده بودند كه تعداد آنها به شش عدد مي رسيد. شايد محل نگهداري مايعاتي همچون عصاره گياهان (هوم) بوده باشند. لازم با ياد آوري است كه در طول دره گياه مقدس هوم فراوان به چشم مي خورد. اين ديوار كنده ها(Cup Marks) به طرز زيبايي با ابزارهاي آهني سخت همچون فولاد به دقت فراوان ايجاد و حاشيه بندي شده بودند. بررسي كاركردهاي دقيق تر آنها نياز به مطالعات بيشتري دارد. دركنار يكي از آنها خط كنده ي عربي وجود داشت كه خواندن آن به علت هم رنگ شدن آثارحكاكي با رنگ بوم دشوار مي باشد.

نقش فنجان نماي مستطيل شكل با حاشيه بندي زيبا براي نخستين بار در ايران برديواره ي سخت و ناهموار دره كه محلي براي نگهداشت عصارگياهان مقدس جهت اجراي آيين هاي خاص بوده است.


لازم به ذكر است كه بر ديواره ي سنگي يكي از چشمه ها نيز نقش يك سواره با تكنيك هنري بالا حك شده كه به نظر نگارنده با توجه به شكل كلاه سواره، شايد متعلق به دوره ساساني باشد كه براي قطعيت نياز به طيف سنجي عمومي شتاب دهنده دارد.


نگهبان آب چشمه


شاخصه هاي سنگ نگاره هاي چهل دختر رشم دامغان

1- اندازه و ارتفاع بوم ها: ديواره ي شرقي يك دست دره درقالب يك بوم استفاده شده بود كه ارتفاع آن به ده ها متر مي رسد.

2- زاويه ي شيب و جهت بوم ها: اين بوم بزرگ داراي زاويه شيب حدود 90 درجه است و جهت حدوداً شرق.

3- جهت قرار گرفتن نقش ها: جهت همه ي نقوش يك نواخت است و از جنوب به طرف شمال است .
4- درصد نقوش و نوع آنها: همه ي نقوش بزكوهي است و در كنار چشمه آب داخل روستا هم يك سواره است.
5- ميزان هوازدگي نقوش: ميزان هوا زدگي به علت خشكي هوا، جهت شرقي و شيب تند بوم بسيار ناچيز است.

6- اندازه ي نقوش حكاكي شده: بزرگترين نقش كه يك بزكوهي است به اندازه ي حدود پانزده سانتيمتر و كوچكترين آنها نيز به اندازه ي پنج سانتيمتر است.

7- ميزان عمق حكاكي ها: عمق حكاكي ها از 5/ تا 1 ميليمتر متفاوت است.
8- ابزارهاي بكار رفته جهت حكاكي ها: ابزار هاي بكار برده شده از كوبش فلز سخت و نوك تيز به وجود آمده اند.

9- نوع حكاكي ها: تمام نقوش از نوع (Petroglyphs) هستند كه براثر ضربه هاي كوبشي (Pecking) منظم و دقيق در كنارهم ايجاد شده‌اند و هيچ يك از نقوش در اينجا به روش كششي ايجاد نشده اند. به نظر نگارنده تمامي حكاكان از آموزش خاصي برخوردار بوده اند كه توانسته اند در مرحله ي اول بدون خراب كردن بوم ها، چنين نقوشي را با القاي حالت روحي مورد نظر بيافرينند.

10- قدمت نقوش و ديگر آثار: به نظر نگارنده همه ي آثار بعد از كشف آهن خلق شده اند كه نوع حكاكي آنها گوياي آن است. احتمالاً قدمت آنها به هزاره ي اول ق.م. مي رسد كه جهت قطعيت بهره گيري ازتكنولوژي طيف سنجي عمومي و شتاب دهنده و تحليل ريز فرسايش اجتناب ناپذير است.

11- خدشه هاي وارد شده: خوشبختانه هيچگونه خدشه اي برآنها وارد نشده است بجز گودال هاي عميق و وحشتناكي كه زير آنها توسط افراد خاطي جهت كشف گنج ايجاد شده است .

12- جنس سنگ و رنگ بوم: از نوع سنگ هاي دگرگوني و به هم فشرده اند و رنگ آنها خاكستري است
13- چون و چرايي بوجود آمدن نقوش: محوطه هاي سنگ نگاره ها در ايران باستان كتاب هايي سنگي هستند كه نويسندگان و هنرمندان آنها، در دوره هاي مختلف، زماني كه انسان هنوز زباني براي گويش و خطي براي نوشتن نداشته، بواسطه ي آنها سخن گفته و شرح زندگي خود و ديگران و حتي محيط اقليمي خود را تصوير كرده اند، در واقع سنگ نگاره ها، علايم و نشانه هاي حاوي پيامند.

14- ويژگي هاي مشترك و پيوستگي سنگ نگاره ها:

· وجود صد در صد نقوش بزكوهي با سبك و طرح هاي مشابه در كل ايران.

· كهن بودن كليه ي نقوش حكاكي شده باسبك و طرح هاي مشابه در كل ايران.

· وجود هنر در آنها (هنرهاي صخره اي) همگون با كل سنگ نگاره هاي ايران

ويژگي منحصر بفرد محوطه: وجود هفت مور فنجان نماي مستطيل و مربع شكل به ابعاد حدوداً ده در ده سانتيمتر و ده در پانزده سانتيمتر و عمق بيش از ده سانتيمتر با اسرار خاص خود و حفره هاي غار مانند در سطح بالايي بوم هاي سنگ نگاره ها بود كه درون آنها به علت ايجاد آتش سياه شده بود.

از منظر اقتصادي آنها از بهترين سامانه هاي جلب توريسم، اكوتوريسم و اكوموزه ي هنرهاي صخره اي داخلي و خارجي مي باشند.

تك نقش بزكوهي كه برديواره ي سخت و ناهموار دره حكاكي شده . رنگ سفيد اثر نشان از جديد بودن ان نيست بلكه ناشي از جهت شر ق و زاويه شيب 90 درجه آن است.

نويسنده و عكاس: محمد ناصري فرد


خانه هاي سنتي دامغان، معمولاً يك و يا دو طبقه اند و برخوردار از چگونگي هايي كه بيانگر تك محوري بنا و دال بر اورگانيسم بسته اي هستند كه فقط از طريق هشتي و ورودي با بيرون تماس برقرار كرده اند و در واقع، هشتي ها و ورودي ها، حد فاصل فضاي خصوصي و فضاي عمومي محسوب مي شوند. حركت از هشتي به درون و يا حريم خصوصي خانه، بيشتر از طريق دالان كه به صورت انحرافي در كنار آن است، تحقق مي پذيرد، كه موقرانه درون خانه را از نگاه بيگانگان به دور مي دارد. هواي گرم و سوزان گذر، در سايه فضاي هشتي، تعديل مي يابد و از سرعت باد نيز كاسته مي شود، و بدين شكل هوا كه كمي خنك مي شود از طريق همان دالان به حياط خانه راه مي يابد. حياط، به عنوان يكي از مهمترين عناصر خانه هاي دامغان، معمولاً راست گوشه بوده، چنان كه گويي جهان بسته اي را با چهار جهت مي نماياند كه فقط به طرف آسمان آبي رنگ باز است. حياط را كه مي توان فضاي دسترسي به اتاق ها و بخش هاي خدمات دانست، معمولاً وسعت كمي دارد و در سطح پايين تري نسبت به اتاق ها و بخش هاي خدمات قرار دارد و بدين ترتيب كمتر در معرض باد قرار مي گيرد و وجود حوض، درخت و گياه در آن باعث مي شود كه هواي خنك شب در حياط باقي بماند و از هواي گرم روز تا حدي بكاهد؛ به خصوص در فصل تابستان كه بيشتر فعاليت ها در حياط انجام مي شوند. در خانه هاي اعياني، فضاي خانه به دو بخش اندروني و بيروني تقسيم شده است، روابط خانوادگي و تمام خدمات در بخش اندروني صورت مي پذيرند. حال آنكه بخش بيروني، فعاليت هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي را در بر مي گيرد. اين دو فضا، هر يك داراي هشتي و حياط جداگانه اي هستند و معمولاً ورودي بيروني در گذر اصلي قرار دارد و تزئينات سر در اين مدخل، با سكوهاي انتظار همراه در دو سمت، با وقاري خاص، افراد را به درون دعوت مي كند؛ اما ورودي بخش اندروني، بدون خودنمايي از طريق گذر فرعي صورت مي گيرد


در اين خانه ها، علاوه بر حياط اندروني و بيروني، آشپزخانه نيز در بعضي نمونه ها حياطي مخصوص به خود دارد كه بيشتر در رابطه با اندروني به كار گرفته مي شود. و بالاخره در محل اتصال دو فضاي اندروني و بيروني، فضاهايي براي خدمات در نظر گرفته شده اند. گاه دو حياط اندروني و بيروني، از طريق زيرزمين با يكديگر تماس دارند؛ زيرزمين معمولاً تابع نقشه طبقه بالاي آن است و در خانه هاي دامغان نقش مهمي را به عهده دارد؛ زيرا از آنجا كه بيش از نيمي از آن در دل خاك است و بدنه آفتابگير ندارد، سرما و گرما خيلي مشكل به آن نفوذ مي كنند. اين بخش هميشه داراي حرارت كمتري نسبت به اتاق ها است و معمولاً پنجره هاي كوچكي دارد كه به حياط اندروني و بيروني بازمي شوند. در زيرزمين علاوه بر آب انبار و يا سرداب، اطاقي نيز براي گذراندن ساعات گرم روز در تابستان در نظر گرفته شده است.

در خانه هاي اعياني، اطاق هاي اندروني و بيروني، كاملاً از يكديگر جدا هستند، به نحوي كه فقط از طريق حياط اندروني با يكديگر در رابطه اند. به طور كلي، امر دسترسي به اطاق ها، از طريق ايوان صورت مي گيرد و در واقع تمام درها به ايوان گشوده مي شوند. بخش بيروني، شامل يك اطاق نشيمن در وسط، به نام «پنج دري» و دو اتاق ديگر، در اطراف اين اتاق نشيمن است كه در نمونه هاي بسيار نادر در شهر دامغان، در زير اين اتاق پنج دري، سرداب و در كنار آن بادگير مستقر گشته است. ايوان اين قسمت به طرف حياط بيروني، معمولاً سرتاسر اين سه اطاق را در بر مي گيرد، حال آنكه بخش اندروني داراي ايوان كوچكي است كه به نام «كفش كن» معروف گشته است. و بالاخره، علاوه بر فضاهاي ذكر شده، در قسمت هشتي، اطاق نگهباني و خدمه و همچنين فضاي كوچكي نيز براي نگهداري احشام در نظر گرفته شده است و راه دسترسي به پشت بام نيز معمولاً از قسمت ورودي است.


منبع: كتاب بناها و شهر دامغان (فصل سوم ـ نوشته مهندس مهيار دادخواه)


 


در زمانهاي مختلف مكانهايي جهت امور نظافت ايجاد مي كردند كه به گرمابه يا حمام معروف بوده است. در شهر دامغان نيز اين گونه مكانها چه در گذشته و چه در حال ايجاد گرديده كه يكي از آنها حمام خوريا است. حمام خوريا در تكيه خوريا و نزديك مسجد جامع دامغان واقع شده است و شامل دو قسمت مردانه و زنانه مي باشد. در قسمت گرمابه خزينه وجود داشته و نمازخانه كه اكنون نيز هست و راه پله اي كه به آب انبار تكيه خوريا راه داشته به طوريكه يك شير آب آشاميدني نيز در اين قسمت وجود داشته تا مردم بتوانند آب را به راحتي مورد استفاده قرار دهند كه اكنون مسدود شده است.

در بالاي سر درب قسمت ورودي مردانه و زنانه سنگي نصب است كه در آن آمده باني حمام حاج مصطفي خان سنه 1329 ق. اين حمام در حال حاضر سالم است و هنوز از آن استفاده مي شود البته نه به صورت هميشگي و دائم در مواقعي كه مشتري داشته باشد به خصوص جمعه ها مورد استفاده قرار مي گيرد.


نويسنده: سركار خانم زهرا امينيان (دبير دبيرستانهاي دامغان)


 


در جنوب روستاي مهماندوست و بين مهماندوست و روستاي امام آباد ساختمان آجري بدون سقفي است كه در سال 490 هجري قمري ساخته شده است. در آجر كاري آن دقت و مهارت عجيبي به كار رفته است كه هم اكنون پس از 935 سال تيزي لبة تزئينات قرنيز با آن همه پيچ و خم آن از مسافت چندين متري پديدار و مشخص است و در تزئينات آجري آن خصوصاً حاشيه قرنيزهاي بالاي آن قطعات بزرگ آجر را طوري تراشيده اند كه گويي مانند چوب به وسيله اره كار كرده باشند و تمام پيچ و خمها و چين خوردگيهاي آجرها را با لبه هاي تيز از كار درآورده اند. تاريخ بنا با زمان سلطان سنجر سلجوقي مطابقت دارد. معلوم نيست كه چرا اين بنا سقف ندارد. مردم محل آن را امامزاده قاسم مي گويند، و مي گويند سابقاً براي اين برج سقف ساخته اند ولي پس از گذشت شبي، صبح ديدند سقف ندارد!


قلعه گردكوه در غرب دامغان و در نزديكي روستاي قدرت آباد واقع شده است. فاصله اين قلعه تا روستا 8 كيلومتر و تا دامغان حدود 15 كيلومتر مي باشد ديواره هاي اين قلعه از جنس سنگ و گچ مي باشد كه آنرا احاطه كرده اند. اين قلعه داراي سه آب انبار مسقف مي باشد كه در قسمت جنوبي دژ واقع شده و هر سه به هم راه دارند آب آنها از چشمه پيخار به وسيله جويي كه قبلاً وجود داشته تامين مي شده است. گردكوه به شكل گنبد مي باشد و احتمالاً به همين خاطر آن را بدين نام ناميده اند. اين قلعه در شاهنامه فردوسي با نام دژ گنبدان آمده است و شاعر در چندين مورد بدان اشاره كرده است، از آن جمله آمده است كه اسفنديار فرزند گشتاسپ مدتي به فرمان پدرش در اين قلعه زنداني بوده است:

بر دندش از پيش فرخ پدر                                    سوي گنبدان دژ پر از خاك و سر

     شهرت گردكوه بيشتر به دوران اسماعيليه بر مي گردد. به زماني كه حسن صباح و فدائيان بي باكش با كاردهاي زهر آلودشان وحشت به جان تمامي حكام و فئودالهاي سلجوقي انداخته بودند. در آن دوره فردي به نام رئيس مظفر حاكم دامغان بود وي دعوت حسن صباح را پذيرفت و از آنجا كه فرد ثروتمندي بود قلعه الموت را به مبلغ سه هزار دينار خريد و به حسن صباح داد او همچنين نامه اي به بركيارق پادشاه سلجوقي نوشته و از او خواست كه قلعه گردكوه را به او ببخشد شاه سلجوقي نيز موافقت كرد و قلعه را به وي داد. رئيس مظفر در راه آبادي اين قلعه تلاش زيادي كرد و تمامي ثروت خود را در اين راه خرج كرد. وي قلعه را كانون تبليغ فرقه اسماعيليه كرده بود و هيچ كمكي را از آنها دريغ نمي كرد.

 هنگامي كه در سال 500 ه.ق قلعه الموت به وسيله ارتش سلجوقي محاصره شده بود، حسن صباح كودكان و فرزندان خود را به گردكوه نزد رئيس مظفر فرستاد تا از آنها مراقبت كند. رئيس مظفر 40 سال در گردكوه زندگي كرد و خدمات زيادي براي حسن صباح انجام داد. با ظهور فتنة شوم مغول گردكوه وارد مرحله تازه اي شد. پس از حمله هلاكو به ايران بسياري از قلعه هاي اسماعيليه به خاطر خيانت خورشاه آخرين حاكم اسماعيليان يكي پس از ديگري فرو ريختند. ولي اسماعيليان گردكوه تسليم مغولان نشدند و علاء الدين محمد حاكم دژ مردانه در برابر لشكر مغول ايستاد و در يك شبيخون در سال 651 ه.ق 100 نفر از مغولان را كشت. اين قلعه مدت بيست سال در محاصره مغولان بوده تا اينكه در زمان آباقا خان اين دژ سقوط كرد و تمامي ساكنان آن كشته شدند و دژ كاملاً ويران گرديد. اين دژ حدود دويست سال در تصرف اسماعيليه بود و آخرين قلعه اي بود كه سقوط كرد. پس از سقوط اسماعيليه گردكوه به دست حكام مغول افتاد در سال 786 ه.ق فردي به نام امير ولي در يك درگيري با سپاه تيمور لنگ، گردكوه را از تيموريان گرفت و جزء قلمرو خود قرار داد. ولي اندكي بعد در استرآباد از لشكر تيمور شكست خورده و زن و فرزندانش را به گردكوه آورد و خود فرار كرد. از سال 800 ه.ق قلعه رو به ويراني نهاده و اهميت خود را از دست داده است.


اين همان مسجدي است كه مقدسي نوشته است، در كوچه قمسجد جامع دامغانرار دارد. در ورودي مسجد جامع و مدرسه حاج فتحعلي بيك كه مدرسه پامنار مي گويند زير گنبد بزرگ خشتي كه «قيصريه» مي نامند روبروي هم است كه مدرسه در سمت شمال و مسجد در جنوب گنبد است و راه عبور است و درب ديگري هم مسجد دارد كه در محله «خوريا» است از درب قيصريه بدالاني وارد مي شويد طرف راست، مدخل مناره و در سمت چپ دري است كه به حياط كوچكي كه گودتر از سطح دالان است و دو پله دارد وارد مي شود و در جهت شرقي اين محوطه مسجدي است كه از سطح محوطه قريب چهار متر پايين تر است و آن را مسجد زيرزميني مي نامند و در تابستان سرد است.

اين مسجد داراي 35 متر طول , 18 متر عرض و دو رديف ستون است كه روي ستون‌ها سقف‌هاي مدور آجري كار شده است و فواصل آجرها نيز با گچ بند‌كشي شده است. دالان ورودي به صحن مسجد كه داراي 38 متر درازا و 36 متر پهنا است, منتهي مي‌شود. ضلع جنوبي صحن داراي سه ايوان است كه ايوان وسط آن مرتفع‌تر و عريض‌تر از ايوان‌هاي طرفين است. محراب در همين ايوان واقع شده است. دهانه اين ايوان هفت متر و درازاي زير سقف 16 متر است.اين مسجد در ضلع غربي و شرقي خود دو شبستان دارد كه چند سال پيش مرمت و بازسازي شده است.

مناره مسجد جامع:

در ورودي آن در سمت چپ ضلع غربي دالاني است كه از طرف «قيصريه» وارد مي شوند. ارتفاع آن از سطح زمين 75/26 متر است و مقداري از قاعده آن در خاك و بين ساختمانهاي متصل به آن است. قطر پايين آن 5/13 متر و بالاي آن در جايي كه كلاهك شروع مي شود 85/6 متر است كتيبه اي آجري قريب ده متر بالاتر از زمين دارد كه قسمتي از آيه نور در آن آمده است. در اسفند ماه 1311 شمسي برقي به مناره اصابت كرد و مانند ماري به آن پيچيد. روكاري ظريف آن را مقداري خراب كرد كه بعداً تعمير كردند. گفته مي شود در حوالي سال 500 هجري قمري (925 سال پيش) ساخته شده است.

X